مهرواژ

دوشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٢

هرگز نمير مادر...
به ستاره ها نگاه كن
كه شب را شكسته اند
بي تو شب من؛شبي بي ستاره است
آفتاب را ببين
كه غول تاريكي از مقابلش مي گريزد
بي تو؛روز من آفتاب ندارد
چمنزار را بنگر؛با لاله
و جويبار كوچكي كه زمزمه كنان روان است
بي تو؛دنياي من؛از چمن و گل و زمزمه خالي است
بي تو؛من هيچم؛نيستم
اگر مي خواهي من بمانم! اگر مي خواهي من نميرم!
هرگز نمير مادر!هرگز…
دنیا

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين بلاگ
مهرواژ