مهرواژ

یکشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸۳

نوشته های بدون نمره

به جای اینکه اینهمه بشینی پای کامپیوتر و الکی! بنویسی.. انشای منو بنویس..

گفتم اگه این کار بیخود و الکی ِ، پس انشا نوشتن بیخود تره!

نخیر! انشا نمره داره، هی می نویسی که چی؟! انشای من بیست می گیره ولی این نوشته ها چی؟

گفتم اگه ننویسم.. انشای تو را هم نمی تونم بنویسم، از بیست هم خبری نیست..

 

می نویسم و می نویسم.. شب، صبح، ظهر، شب.. آخرش که چی؟ چه چیزی به دست میارم؟

فقط به صرف یک وبلاگ و یک پست و آپدیت کردن نیست.. شاید در مقابل هر پست و آپ کردن اینجا، من ساعتها نوشته باشم و فقط یکی از بینشون را بذارم اینجا..

خیلی وقتها اصلاً نمی دونم چی نوشتم.. وقتی تعداد نوشته هام انگار زیاد شده، یه نگاهی بهشون می ندازم و Delete .. همین!

انگار شده یک وظیفه! انگار اگه حرفهام را ننویسم نمی شه.. خیلی وقتها هم فقط یک جمله از حرفهای بیشمارم را نوشتم و بدون تمام کردنش برای همیشه رهاش کردم..

چی به دست میارم؟! غیر از اینکه دارم لابلاش غرق می شم..

 

یه لایه غمناک از درونم روی نوشته هام را پوشونده.. این دنیایی نیست که می خوام.. این دنیایی نیست که باید باشه..

انقدر در این فضا گیر کردم که کم کم دارم می شم مثل نوشته هام!!

 

دنیا

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين بلاگ
مهرواژ