مهرواژ

پنجشنبه ۸ آبان ،۱۳۸٢

سه شنبه
مشترك موردنظر در دسترس نمي باشد …
مشترك موردنظر در دسترس …
مشترك موردنظر در …
مشترك مورد …
مشترك ِ …
اَه!! امان از اين شهر، آخه اينجا هم جاست كه هستين. شهرتون را بندازيد دور. يه آنتن نمي ده. هر روز بايد بيچاره بشم تا به گوشي مامان زنگ بزنم. كجا داريد زندگي مي كنيد؟ آخه اينجا هم شد جا؟ من جاي شما بودم روزي ده دفعه گوشيمو مينداختم تو اروند...
ـ اولاً كه مي توني مثل الان زنگ بزني خونه، الان هم مي رم به توصيت عمل مي كنم و گوشي مامانت را مي گيرم و پرتش مي كنم تو اروند …
ـ مامان من كه قرار نيست براي هميشه اونجا بمونه وقتي برگرده در دسترس مي شه، بهتره يه فكري به حال خودتون كنيد، يه قرن از جنگ گذشته، خرمشهر هنوز جنگ زده است، فكر كنم كل عراق زودتر از اونجا آباد بشه، البته با مساعدت آقاي خرازي و همياري ايشون بايد هم عراق آباد بشه و خرمشهر هنوز در اول بازسازي باقي بمونه(البته اگه بازسازي صورت بگيره) …
دنیا

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين بلاگ
مهرواژ