مهرواژ

شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢

پنج شنبه
اسم خانم كوچولو را نوشتم و سه تا اسم ديگه را هم گفت كه زيرش بنويسم. پرسيدم: اينا كجا بودن؟ متنها را كه من و تو جمع كرديم، تايپش را هم كه من انجام دادم، ديشب تا ساعت دو ، من و شازده خانم روي طرح جلدش كار كرديم. حالا اين خانمهاي عزيز نمره چي را دريافت مي كنن؟ حتماً حق نظارت مي گيرن؟ هيچي نگفت.

ني ني هاي عزيز كه رفتن مدرسه، حسابي بچه مثبت شدم، خونه را جارو كشيدم، همه جا را تميز كردم. كلي كار مثبت انجام دادم.
هورااااااااااااااااااااا. بالاخره يك هفته تمام شد و مامان جون اومد.
دنیا

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين بلاگ
مهرواژ