مهرواژ

چهارشنبه ۱٠ دی ،۱۳۸٢

دلم خيلي گرفته!
آمار كشته شده ها هر روز، هر ساعت و هر دقيقه اضافه مي شه! هنوز هستن كسايي كه زير خروارها خاك محبوسن. بم به يك گورستان وسيع تبديل شده! هنوز همه چيز درهم و بي نظمه! هيچ چيز روال عادي نداره. خرابي بيداد مي كنه. كي قراره آباد بشه؟
دلم پر درده، پر گريه، پر غم… نمي خوام ديگه چيزي ببينم، نمي خوام اشكهام را پنهان كنم، نمي خوام بغضم را فرو بدم. حالم از هرچي بي عدالتي بهم مي خوره و خرابه! اعصابم خورده و نمي تونه تحمل كنه! نمي تونم چيزي بگم! بدترين چيز اينه كه كاري از دستت بر نياد…

*** *** ***
غريبه عزيز مرسي از اومدنت اما متوجه منظورت نشدم! من به كسي بي احترامي كردم؟؟
آدمها با هر عقيده و منش و رفتاري براي من قابل احترام هستن حتي اگه از نظر من فرد شايسته و درستي هم نباشن هيچ وقت به خودم اجازه بي احترامي به كسي را نمي دم. اگه باز لطف كردي و اينجا اومدي، حتماً جوابم را بده چون برام مهمه كه بدونم منظورت از كامنتي كه گذاشتي چي بود تا اگه اشتباهي مرتكب شدم در صدد رفع اون بر بيام.
دنیا

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين بلاگ
مهرواژ