مهرواژ

دوشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٢

زندگي زيباست!
همه از غم و بي مبالاتي ها مي گن، همه جا ابراز تأسف و تأثر ِ. همه از اين واقعه ناراحتن و شوكه شدن اما بدتر از اون سؤاستفاده هايي كه مي شه و اين بيشتر احساس را جريحه دار مي كنه!
كاوه درست مي گه الان ديگه بايد كم كم به مردم روحيه زندگي داد. غصه نخوريد! حرص نخوريد! از برنامه هاي سيماي لاريجاني، از سؤالات احمقانه گزارشگرا! از اين سؤاستفاده ها و تبليغات ضد بشري! از پولهايي كه داره به جيب حضرات مي ره! از كمكهايي كه كاش فقط كمي از اون را به مردم نيازمند مي دادن! هي مي گن پول بديد، كمك كنيد! پس اينهمه پول چي شد؟ با اينهمه كمكي كه از سوي ايرانيان داخل و خارج كشور سرازير شد، كمكهاي زيادي كه از سوي كشورهاي خارجي داده شد، مگه نمي شه بم را ساخت؟ ساخت يك شهر 100 هزار نفري كه بيش از نيمي از جمعيتش را از دست داده با تمام امكانات و سطح ايمني بالا چقدر هزينه داره كه اين پول كفافش را نمي ده و بانك مسكن لطفش را شامل حال زلزله زدگان كرده و براي ساخت خونه وام!! مي ده!
چند وقت پيش در روزنامه ايران نوشته شده بود: يك مقام مسئول در كميته امداد گفت كه درآمد صندوق هاي صدقات در حال حاضر روزي 100 ميليون تومان است كه در سال بالغ بر 40 ميليارد تومان مي شود!!!
حالا داشته باشيد انواع و اقسام گداييها با عناوين مختلف در سال با عنوانهايي نظير جشن نيكوكاري، جشن عاطفه ها و … (نتيجه گيري و تفسير و مطابقت دادن با وضع موجود پاي خودتان!)
تأسف نخوريد وقتي كه هر چي مي شه مي چسبونن به اسلام و امام زمان! چون كاري از دستتون بر نمي ياد! آخه اين هم شد سؤال كه گزارشگره مي پرسه چرا كمك مي كني و احمقانه تر از اون جوابيه كه داده مي شه: آخه ما مسلمونيم! … هموطناي مسلمون ما! … كشور اسلامي ما! …
نمي دونم اين كفار از خدا بي خبر غير مسلمون چرا دارن به ما كمك مي كنن! يعني اگه زلزله زده ها مسلمون نبودن كمك نمي كردي؟!
اگه خونديد يا شنيديد كه حجاب زنان خبرنگار داخلي و خارجي و زنان گروههاي امدادرساني خارجي تبديل به يك مسأله در بم شده و با تذكرهاي مكرر روحانيون و نيروهاي بسيج و سپاه براي رعايت حجاب خود مواجه شده اند! بخنديد يا بهش فكر نكنيد و به فرهنگ و تمدن و كجا ايستاديم و عهد و دوره كاري نداشته باشيد كه اينجا جمهوري! اسلامي! ايران و يك حكومت با شعار مردم سالاري! و دموكراسي! حاكمه!
آخه اين سؤاله كه از بچه غمگين مريض مي پرسيد مامانت كو؟ و اون بچه هم با گريه بگه نمي دونم و بعد در كمال دلسوزي! بهش بگي عزيزم گريه نكن! خيلي ناراحتي چرا گريه اش انداختي؟ يعني چي از بچه مي پرسي از كجا فهميدي زلزله اومده؟! خونتون چي شد؟ و يا اون شب چه اتفاقي افتاد؟ اگه نمي خواين مرهم روحشون باشيد و كمكشون كنيد كه با اين مصيبت كنار بيان پس لطفاً نمك رو زخمشون نپاشين و اشك و آه ملت را هم در نياريد.
وقتي اينهمه جنايت را مي بيني مگه مي شه به حال خودمون، به حال زلزله زدگان، به حال ايران گريه نكرد و اشك نريخت؟ مگه مي شه تأسف نخورد؟ خوشا به حال كسايي كه رفتن و اينهمه ظلم و فلاكت و وجاهت و قباحت را نديدن! باز به اين نتيجه مي رسي كه چقدر بدبخت هستيم!

نمي خوام چشمهام را به روي واقعيت ببندم، حقيقت هميشه هست و اينبار تلخ تر از هميشه اما دليل نمي شه كه زندگي را سياه ببينيم. به قولميناهه با ناراحتي ما كه چيزي تغيير نمي كنه!
ما عصباني مي شيم، حرص مي خوريم، بغض مي كنيم، اشك مي ريزيم اما حضرات ككشون هم نمي گزه و دارن براي خودشون زندگي مي كنن!
نمي خوام از غم و غصه بنويسم، مي خوام از شاديها و زيبايي هاي زندگي حكايت كنم! من وارث زيبايي و خوبي خواهم بود و اميد زندگي خواهم بخشيد!
مي خوام ناراحتيها و زشتيها را بيرون كنم و روزهاي خوبي را براي خودم و بقيه بسازم. مي خوام دنيا يادآور شادي و نشاط باشه! من زندگي را مغلوب خواهم كرد و بديها را دور مي ريزم. من ارمغان آور شادي خواهم بود و دستانتان را به مهر مي فشارم!
ناراحتيها و شِكوه ها براي من و شاديهــــاي دنيا براي شما.


يك سالگي وبلاگ دوست قديمي مهربون مبارك.(ببخشيد بابت تأخير)
افسانه عزيز چند روزي هست كه به جمع وبلاگ نويسان پيوسته. تولد وبلاگش را تبريك مي گم.
دنیا

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين بلاگ
مهرواژ