مهرواژ

شنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸۳

تمـام شــــــــــد!!

قبول نمی شم!!!

به همین راحتی .. خیلی سخت بود خصوصاً موسیقی! من هم که ماشالله در زمینه ی موسیقی چیزی بارم نیست!

خلاقیت تصویری هم سخت بود. خلاقیت نمایشی هم نمی دونستم عکسی که چاپ شده بود مربوط به کدوم فیلم بود! تصویر اون آقاهه هم که هیچ حسی در من ایجاد نمی کرد که بتونم جواب بدم بیانگر چه حسی هست!! ولی می دونستم دستفروش اپیزودی کار شده!(زحمت کشیدی!!) خیلی از بچه ها نمی دونستن.. یه دختره که چند تا کتاب نام برد که همشون را خونده و همه ی تستهای فلانی و فلان کتاب را زده و ناراحت بود که توی هیچ کدوم اسمی از دستفروش نبود! گفت تو کجا خوندی؟! گفتم من فقط یک کتاب برای نمایش خوندم که توی اون هم ننوشته بود! .. من روزنامه می خونم!!

دروس عمومی هم که اگه می تونستن بین سؤالای انگلیسی هم چند تا آیه ی قرآن می ذاشتن! منی که همیشه بینش را بالا می زدم! الان شک دارم %40 هم درست زده باشم! اگه عربی بلد نبودی(مثل من) بینش اسلامی و چند تا سؤال ادبیات فارسی! را هم نمی تونستی جواب بدی!! - البته من ادبیاتش را جواب دادم- .

هر چی بود تمام شد دیگه! غرغر فایده نداره..

دوستم شب زنگ زد دلداریم بده! به گفته ی خودش انتظار یک موجود افسرده و ناراحت و غمگین را داشت و آماده بود بهم روحیه بده، امیدوارم کنه، بهم انرژی بده و ..

گفتم قبول نمی شم!

گفت پس چرا می خندی؟!

یکی از دوستام هم که روز بعد زنگ زد نزدیک بود شاخ در بیاره!!

نتیجه اینکه ناراحت نشین، ولی انقدر امتحانم را بــــــد دادم که نتیجه ی عکس داده و انرژیم فوران کرده و به جای تمام مدت قبل از کنکور که نزدیک بود از دلشوره و ناراحتی غش کنم! موقع امتحان هم که گیج می زدم!! شلوغ کاریهام شروع شده و شدم همون موجود آنرمال همیشگی! البته به قول دخترعمه ام این دنیا، نرمال محسوب می شه!!!

بعد از امتحان انگار یه بار سنگین از دوشم برداشته شد. خیلی احساس سبکی می کنم.

قبول نمی شم.. باور کنید.

انشالله سال دیگه!!!

 *من به وبلاگ های همتون اومدم و نوشته هاتون را خوندم اما نتونستم کامنت بذارم!! صفحه ی کامنت ها باز نمی شد. ببخشید..

دنیا

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين بلاگ
مهرواژ