تکرار ِ تکرار

 

انگار زندگی رنگ تکرار گرفته..<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دلم تغییر و تنوع می خواد.. حس می کنم زندگیم خیلی رو دور تکرار افتاده..

 

 

بعدنش:

دیشب داشتم با خودم فکر می کردم.. یهو چی شد؟! چرا همه چیز داره می ریزه بهم؟

خدایا چه غلطی کردم.. اصلاً تغییر نمی خوام! آخه این چه وضعیه؟ اگه این تغییره که می خوام هیچ وقت ِ هیچ وقت نباشه..

دیگه به آه و ناله افتاده بودم.. جلوی اشکهام را هم نمی تونستم بگیرم.. هنوز هم نمی دونم چی شده.. دیشب چی داشت می شد؟ امروز چی.. ؟

خیلی بده که یه جورایی منتظر باشی.. خودت هم نتونی کاری انجام بدی.. چرا کاری نمی کنی از نگرانی و انتظار خلاص بشم؟

خدایا شکرت.. غلط کردم! تغییر نمی خوام!!!

 

/ 8 نظر / 6 بازدید
سميرا

سلام! اهايييی دختره چته تو؟! همين چند روز پيش همه دوستات پيشت بودند!

سينا

از بس سلام کردم و جواب سلامی نشنيدم ديگه سلام نميکردم ٬کم کم متوجه شدم به درد دل هام هم گوش نميده واسه همين ديگه براش درد دل هم نمیکردم٬يک تصميماتی براش داشتم ميخواستم رنگ بگيرم از سقف تا پايين شو رنگ آبی کنم ولی چون اصلآ حرف نميزد و زندگيم رو يک نواخت کرده بود رنگ سفيد گرفتم سفيدش کردم ٬صاحبخونه فهميد و عذرم رو خواست ٬جدا شدن ازش بيشتر رنجم ميداد آخه چهار سال چهارديوار اطاقم بود

asal

تغییر و تنوع رو خودت باید بوجود بیاری جونم..اگه بخوای تو همین تکرارای روزمره هم تغییر و تنوع هست..

حنا

سلام خاله. شاد باش . بابام توی وبلاگش راجع به تکرار نوشته که من الان یادم نیست. دوست دارم همه خوشحال باشن . همه...

mystery

zendegi hame chizesh ghashange hata tekraresh(albate faghat tekrare zibaihash)

یک اهری

سلام . من بابای حنام. لینک دادم. شاد باشی و سرفراز

یک اهری

بله بله آصف جون اول شد. ممنونم لینک دادی

حنا

خيلی خيلی ممنونتم . بابام شما رو لينک داده. منم حتما در اين نزديکی شما رو لينک ميدم. نميدونی چقدر خوشحال شدم؟