به آسمون نگاه کن!

وقتي قرار شد اين دختر ابروكمون، با چشايي مهربون وبلاگ دار بشه، تو فكر يه نوشته بودم براي تولد وبلاگش! مي خواستم از آشناييمون، از عمق دوستيمون، از مهربونيهاش، از هنرهاي بي شمارش و… بنويسم. مي خواستم از شباهتامون، از فكراي مشترك، عقايد مشترك بنويسم.
از اينكه چقدر خوبه وقتي يكي هست كه باهاش احساس نزديكي كني و نياز نباشه كه همه حرفها را قالب كلمات عنوان كني. كسي كه دركت مي كنه و وجودش سرشار از شادي و مهربونيه!
وقتي پشت تلفن «حرف اولش» را خوند، اصلاً انتظار نداشتم كه در اولين نوشته اش اينهمه از من بنويسه!! ياد قصه ستاره كوچولو افتادم. قصه اي كه يه بار وقتي خونه شازده كوچولو بودم يكباره برام تعريف كرد. قصه اي كه دوسش داشتم و باهاش وارد يه دنياي ديگه مي شدم…
ازش خواستم داستان ستاره كوچولو را بنويسه تا در وبلاگ بزارم و در ادامه اش حرفهايي را كه مي خواستم بگم را بيارم، اما بعد پشيمون شدم… اين قصه انقدر برام زيبا و دوست داشتني بود كه نخواستم با حرفهاي من از اون حس و فضا خارج بشه، پس تصميم گرفتم در نوشته بعدي حرفهام را بگم! دليل شباهت «حرف اول» با نوشته قبلي وبلاگ من هم اين بود كه هردو توسط شازده كوچولو نوشته شده! فقط من يك جمله(لينك) را در انتهاش اضافه كردم.
از خيلي وقت پيش شازده كوچولوي عاشق را مي شناسم، يك هنرمند واقعي و استاد من، يك دوست فوق العاده و يك خواهر عزيز و دوست داشتني براي من بوده و هست!
تولد وبلاگ شازده كوچولو با رفتنش هم زمان شد! شازده كوچولو اين روزها درگير دانشگاه است و از اين ترم رسماً دانشجو مي شه. از طرف شازده كوچولو از همه ي شما دوستاي عزيز و مهربون تشكر مي كنم كه پيشش رفتين. شازده كوچولو از اينكه مي تونه دوستاي خوبي مثل شما داشته باشه خيلي خوشحاله و در اولين فرصت پيش همتون مياد!
شازده كوچولوي مهربونم من نه شعر مي تونم برات بگم و نه به زيبايي تو بنويسم. ولي با تمام وجود قلبم را تقديم تو بهترين مي كنم!
ناراحت نباش! پري كوچولوي تو، هم دلش خيلي براي شازده كوچولو تنگ مي شه! درسته كه نمي تونيم زمان زيادي پيش هم باشيم ولي هيچ مسافتي نمي تونه بين من و تو فاصله بندازه! من و تو هميشه در كنار هم خواهيم بود.
شبها به آسمون نگاه كن! حتماً ستاره كوچولو را خواهي ديد كه زيباتر و درخشان تر از هميشه لبخند مي زنه!! ستاره كوچولويي كه ديگه نيمه اش را گم نخواهد كرد…

/ 49 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nima

دنیا خانم مثل اینکه سخت مشغول کنکوری ...اگه اینطوریه اشکال نداره ...موفق باش

سميرا

سلام...کجايی دوست جون؟!؟! ولنتاين مبارک!

حمید

سلام ... مردم از بس به آسمون نگاه کردم! صاحب اينجا کجا رفته؟! ميگن اسمش دنياست! دنيا؟! دنيا؟! چرا کسی جواب نميده؟! يکی نيست بگه داری چکار می کنی و کجايی؟!‌ ولی خودمونيم ... اگه جايی هستی که داره بهت خوش می گذره ... ايشاالله که ... ! اگه هم جايی هستی که بهت خوش نمی گذره ... اميدوارم که بهت خوش بگذره!!! اميدوارم خواب نباشی. موفق باشی.

mans

کم کم دارم نگرانت ميشم . کجايی ؟؟؟؟ اميدوارم در شادی باشی .

شازده کوچولو

سلام.دنیا حالش خوبه و ازتون معذرت می خواد که بی خبر رفته وپیداش نیست. خودش که نمی خواست اینجوری بشه! تمام این مدت تلفنشون به خاطر کابل برگردون قطع شده و از همتون عذر می خواد. هر وقت تلفنشون وصل شد پیش همتون میاد.

سميرا

سلام..خوشحالم که يه خبری ازت شد...خيلی نگران شده بودم...مرسی شازده کوچولو که خبر دادی...

asal

وای داشتم دق ميکردم..بابا زودتر ميگفتين..

horizon

سلام .. دنيا ! .. کجايی دختر !! .. انگاری نوبتی هم باشه اين بار نوبت توئه که نيای و ما رو تو خماری متنهات و دل نگرونی از خودت بذاری .. آره ؟.. دنيا جون .. نميدونم کجايی اما اميدوارم حالت خوب باشه و دلت شاد ... موفق باشی ...