بارون

آسمون برقی زد و غرید.. بارون شروع به باریدن گرفت.. بیشتر باد بود و بارون پراکنده که در باد گم می شدند..<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

همیشه دوست داشتم موهام را به دست باد بدم(البته وقتی گیسوانم بلند بود!!)، چشمهام را ببندم و باد صورتم را نوازش کنه..

بارون شدت گرفت.. قطره های بارون با شدت به صورتم برخورد می کرد .. یه احساس خیلی خوب.. ایستادن زیر بارون و نگاه کردن آسمون که هر چند لحظه روشن می شد و بعد صدای رعد.. شدم یه موش تو مایه های آبکشیده!! ..

اونقدر زیر بارون ایستادم که ابرها از رو رفتن. کم کم کنار رفتن .. ماه پیدا شد و یه ستاره که تک و تنها در سیاهی آسمون می درخشید ..

 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سينا

کوچيک که بودم فکر ميکردم بارون اشک خداس که از تنهايی و غريبی گريه ميکنه . بزرگتر که شدم تو کتاب خوندم که بر اثر بخار اب های روی زمين ابر تشکيل ميشه بعد بصورت بارون به زمين ميباره تو امتهانات هم همين رو مينوشتم ولی تو دلم باوری دیگه داشتم .سلام

میناهه

چقدر قشنگ بارون آدمو جلا ميده ...

مهرنوش

پس زير بارون تازه شدنت رو عشق است ....

نیما

سلام خانوم خونه تکونی کردی...ببینم مگه شما کنکور ندارید آخه من چقدر باید از دست این دوستان نازنین پشت کنکور هرس بخورم که بابا بخونید تو رو خدا بد گریه هاش تهویلمون میدید ها...راستش تنبل نیستم امتحانام شروع شده آپ می کنم حتما...وقت خوش

آزاد ياسمين

سلام دنیا جان . . . خوبي ؟ . . . من بالاخره آپديت كردم . . . خوشحال ميشم سر يزني . . . موفق باشي . . . آزاد

Fera

بارونی رو دوست دارم که اشکهام رو در خودش پنهان کرد.

raha

سلام..بار ديگر من آمدم اما اين دفعه با قبلا فرق داره به ما سر بزن

asal

منم دوس دارم موهامو بسپرم به باد و صورتم رو به بارون...ولی انقدر صبرم کمه که هیچوقت نتونستم منتظر اون ستاره روشن بشم.../همیشه منتظر دیدن این ستاره بمون.../گل من چرا نوشته هاشو پاک کرده؟ خیلی دوست دارما :) می دونی :) روبراهی دنیا؟

asal

عزيزکم خوبی؟